على ربانى گلپايگانى
372
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
3 . البدعة زيادة في الدين ، او نقصان منه من اسناد الى الدين « 1 » . 4 . البدعة ، الحدث في الدين و ما ليس له اصل في كتاب و لا سنّة « 2 » . 5 . البدعة في الشرع ما حدث بعد الرسول و لم يرد فيه نص على الخصوص و لا يكون داخلا في بعض العمومات ، او ورد نهي عنه خصوصا او عموما « 3 » . مفاد تعاريف ياد شده اين است كه بدعت در اصطلاح علماى حديث و فقه اين است كه حكمى به دين افزوده و يا از آن كاسته شود . به عبارت ديگر : حكمى كه در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سابقه نداشته است ، به عنوان حكم دين داخل در دين گردد ، بدون اينكه مستندى از كتاب يا سنّت داشته باشد ، خواه مستند آن نص باشد يا ظاهر ، دليل آن خاص باشد يا عام . بنابراين هرگاه قول يا فعلى كه سابقه نداشته است ، با استناد به دليلى از كتاب يا سنّت اظهار گردد ، بدعت نخواهد بود ، هرچند ممكن است در استنباط آن حكم از كتاب و سنّت خطايى رخ داده باشد ، زيرا خطاى در اجتهاد مورد مؤاخذه واقع نمىشود . يادآور مىشويم ، از آنجا كه احكام قطعى عقل نيز مورد تأييد قرآن و روايات قرار گرفته است ، و عقل قطعى از منابع احكام شرعى است ، هرگاه حكم جديدى با استناد به دليل عقلى قطعى به عنوان حكم دينى اظهار شود ، بدعت به شمار نمىرود .
--> ( 1 ) - الشريف المرتضى ، الرسائل : 2 / 264 . ( 2 ) - الطريحي ، مجمع البحرين ، ج 1 ، كلمه بدع . ( 3 ) - العلّامة المجلسي ، بحار الانوار : 74 / 202 - 203 .